خرید بک لینک
اندر حکایت لرزش زمین ورویش امید

اتفاق جانکاه و سوزناک زلزله استان های کهن وماندگار کرمانشاه وایلام با مردمانی به صلابت کوه های زاگرس وسخاوت بلوط های سر سبز ،موجی از غمناکی ودردناکی را برای همه هموطنان بوم ایران زمین و ایرانیان فرامرز پدید آورد....

این نخستین بار نیست که سر پنجه های خشمناک وخونین طبیعت چهره سرزمین مینو نشان ایران زمین را می خراشدولاجرم آخرین بار هم نخواهد بود...

لیکن آنچه که التیام بخش جسم وجان رنجور هموطنان آسیب دیده ازلرزش سهمناک زلزله است؛کاشتن ورویش بذر امید در دل مردمان استان های پر درخشش مرزی مان چون کرمانشاه و کردستان و ایلام وسر پل ذهاب است.. استان هایی که اگر نیک به نقشه جغرافیای ایران زمین بنگرید؛گویی به سان پهلوانان شاهنامه چون رستم واسفندیار وگیوو گودرز ؛سینه خود را برای حفاظت از خاک وطن ستبر کرده است...

و اکنون زمان یاری رساندن وکاستن از رنج وآلام این مردمان بزرگ منش وپاک نهاد است...

یاد حکایت زیبای شیخ اجل سعدی افتادم که فرمود:

شبی دود خلق آتشی برفروخت

شنیدم که بغداد نیمی بسوخت

یکی شکر گفت اندر آن خاک ودود

که دکان ما را گزندی نبود

جهاندیده ای گفتش ای بوالهوس

تو را خود غم خویش بود وبس؟

پسندی که شهری بسوزد به نار

وگر چه سرایت بود برکنار؟

بجز سنگدل ناکند معده تنگ

چو بیند کسان بر شکم بسته سنگ

توانگر خود آن لقمه چون می خورد

چو بیند که درویش خون می خورد؟

مگو تندرست است رنجور دار

که می پیچد از غصه رنجور وار

تنکدل چو یاران به منزل رسند

نخسبد که واماندگان از پسند

پس یاران همه با سخن شیخ اجل سعدی و فردوسی بزرگ برای یاری به هموطنان بشتابیم...

که فرمود:

بکوشید ونیکی به بار آورید

چودیدید سرما بهار آورید

به پاداش نیکی بیابی بهشت

بزرگ آنکه جز تخم نیکی نکشت

نویسنده متن :فریده فتوحی اصلی دانشجوی امور فرهنگی دانشگاه علمی کاربردی

منبع:@iruneco-chael

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۶ساعت 16:15&nbsp توسط FAARlDH FooTooHiI |

برچسب: عبدالمهدی,کرمانشاه, نویسنده: یاسین نصیری تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 9:05

صفحه بندی